دسته بندی اصلی
منوی کاربردی
حق-الناس

حق الناس و مغفرت خداوند در رابطه با این موضوع

۰ دیدگاه
۹ مرداد ۱۳۹۸
خلاصه این نوشته:

حق الناس و مغفرت خداوند دو موضوع کاملا جدا از یکدیگر می باشند. برای درک این مطلب ابتدا باید بدانیم حق الناس چیست؟ حق الناس به معنای حساب و کتابی است که در آن مردم طرف حساب ما هستند. شاید از نظر ما خیلی پیش پا افتاده باشد اما در واقع حق الناس بدهی ما […]

حق الناس و مغفرت خداوند دو موضوع کاملا جدا از یکدیگر می باشند.

برای درک این مطلب ابتدا باید بدانیم حق الناس چیست؟

حق الناس به معنای حساب و کتابی است که در آن مردم طرف حساب ما هستند.

شاید از نظر ما خیلی پیش پا افتاده باشد اما در واقع حق الناس بدهی ما به خلق خداست.

دین قبل از اینکه توشه آخرت ما باشد، مهمترین وسیله برای زندگی است پس اگر نماز و عبادت من

در رفتارم تاثیرگذار نباشد و زندگی دنیوی ام را اصلاح نکند، معلوم نیست که برای آخرتم خاصیتی داشته باشد.

نمونه ای از حق الناس در زندگی

وقتی صحبت از حق الناس به میان می آید نیازی نیست از مسائل عجیب غریب و یا حتی آسمانی حرف بزنیم،

نه اینگونه نیست مسائل عجیب را رها کن و در زمین درست رندگی کن.

یک مثال عینی در این رابطه اینست که:

اگر من نماز خواندم، عبادت به جا آوردم، در مجلس احیا دعا کردم، ولی در رانندگی مراعات دیگران را نکنم!

حتما یک جای کار مشکل دارد زیرا اگر نماز، نماز باشد در رانندگی من خودش را نشان می‌دهد.

می توان با صراحت بیان کرد که این زبان حال دین است.

دین آمده است که ما را در زندگی روزمره اصلاح کند تا بتوانیم به آنچه خواست خداوند

و جایگاه انسان متعالی است، راه پیدا کنیم.

حق الناس مادی و حق الناس معنوی 

حق الناس همان طور که از نامش معلوم است شامل هر نوع حقی می باشد که از دیگران به عهده ماست.

این حق می تواند موضوع مادی یا معنوی داشته باشد.

حق الناس مادی و شرعی مربوط به مواردی است که فرد،‌ مالی را از طرف مقابل ضایع کرده باشد.

مثل اینکه دزدی شده باشد، یا به زور از او گرفته شود، یا قرض گرفته و الان پس نمی دهد و ….

حق الناس معنوی یا اخلاقی، حقوقی هستند که بیشتر جنبه آبروئی یا روحی روانی پیدا می کنند.

مثل غیبت کردن یا تهمت زدن که آبروی افراد ریخته می شود.

یا تندی و خشونت به خرج دادن که موجب آسیب های روحی روانی می شود و ….

حال میبینیم که حق الناس و مغفرت خداوند کاملا با یکدیگر متفاوت است.

مغفرت خداوند در حق الناس

حق الناس در حیطه بخشش خداوند نیست.

این مطلب بدان معنا نیست که خداوند رحیم و بخشنده نباشد!

اتفاقا این موضوع نهایت بخشندگی و عدالت پروردگار است.

هریک از ما انسان ها نسبت به یکدیگر وظایف و حقوقی بر عهده داریم که

به طور تمام و کمال مسؤلیت این وظایف با خودمان است و نه هیچ کس دیگر.

اگر ما ماشین کسی را خط انداختیم نمی‌توانیم از خدا بخواهیم که ببخشد.

اگر ما به کسی تهمت می زنیم و آبروی کسی را می بریم نمی توانیم به مغفرت خداوند امید ببندیم.

بلکه باید با خود شخص مسئله را حل کرده و طلب بخشش نماییم.

حق الناس و مغفرت خداوند هیچ تضادی با یکدیگر ندارند.

زیرا بخشش خداوند نسبت به حق الله در درجه ای بالاتر از حد تصور به ما ارزانی می گردد.

سه 3 نوع حق با عناوین حق‌الناس، حق الله و حق نفس

در این دنیا آدمی سه نوع حق بر گردن دارد که البته به بیان ساده تر می توان گفت سه نوع مسؤلیت بر عهده ماست.

1- حق‌الناس حقوقی است که انسان در رابطه با دیگران باید رعایت کند،

2- حق الله حقوقی مانند انجام عبادات است که انسان در رابطه با خداوند باید رعایت کند.

3- حق‌النفس هر چیزی که به نفس انسان ضرر برساند مثل سیگار کشیدن که برای سلامتی مضر و ظلم است بر نفس،

در میان این حقوق بنا بر آیات و روایات حق‌الناس مهم تر است.

زیرا خداوند حقوق بندگانش را مقدم بر حقوق خود قرار داد و کسی که حقوق بندگان را رعایت کند حقوق خدا را نیز رعایت خواهد کرد.»

چرا حق الناس فقط به عهده خودمان است؟

زمانی که خداوند انسان را آفرید به او لقب اشرف مخلوقات را داد.

این موضوع در ظاهر شاید یک لطف یا حتی به نوعی فقط به دلیل عشق خداوند به انسان باشد

ولی در حقیقت خیلی فراتر و مهم تر از اینها است.

آری ما منکر عشق خداوند به انسان نیستیم و همه می دانیم نعمت هایی که به ما ارزانی شده

فقط لطف و عشق خداوند است، اما در این میان هدف از آفرینش انسان نمی تواند فقط نمایش عشق آفریدگار باشد.

بلکه هدف و انگیزه ای متعالی در پس پرده این آفرینش وجود دارد.

همان طور که اشاره شد خداوند انسان را اشرف مخلوقات نامید و این لقب مسوولیتی بزرگ بر عهده انسان نهاد.

زیرا تنها موجودی که خالق هستی به وی قدرت اختیار و حق انتخاب داد، انسان است.

حتی به نوعی خداوند انسان را به عنوان جانشین خود به زمین فرستاد.

حال که به اینجا رسیدیم، درک این موضوع برایمان راحت تر می شود که حق الناس و مغفرت خداوند

در یک دسته قرار نمی گیرند زیرا ما به عنوان یک انسان دارای قدرت اختیار، انتخاب و تفکر آفریده شده ایم.

راه نجات و جبران حق الناس

اساسی‌ترین گام در جبران و ادای حق الناس، طلب رضایت از خود شخصی است که حقش ضایع شده است.

اگر مال کسی را برده باشیم، معنایی ندارد که بخواهیم با پرداخت صدقه، رضایت صاحب مال را کسب کنیم!

یا اگر آبروی کسی را برده باشیم، معنایی ندارد که بخواهیم با صرف استغفار، حق او را ادا کرده باشیم!

بلکه باید به طور مستقیم از خود شخص طلب بخشش نماییم.

اما گاهی اوقات، بنا به هر دلیلی امکان رضایت گرفتن از شخصی که حقش ضایع شده وجود ندارد.

1- آن شخص برای ما مجهول است و وی را نمی‌شناسیم.

2- آن شخص را می‌شناسیم، اما نمی‌دانیم کجاست.

3- به علت غفلت یا فراموشی، متوجه ضایع شدن حق دیگری نیستیم.

مغفرت خداوند نسبت به حق الناس

خداوند قادر است ولی قادر عادل که حق را به حق دار می دهد نه اینکه با زور و تحمیل مردم را از یکدیگر راضی کند.

و حقوق تضییع شده مردم را در نظیر نگیرد.

البته این موضوع درباره کسی است که با آگاهی و به طور عمدی اقدام به تضییع حقوق دیگران کند و پشیمان نشود!

اما اگر پشیمان شود و در صدد جبران برآید، در این حالت حق الناس و مغفرت خداوند در کنار هم قرار می گیرند.

خدای متعال راهی برای مؤمنین می گشاید تا در بن بست گرفتار نباشند.

مثلا اگر مال کسی را ضایع کرده ایم، می‌توانیم با اجازۀ حاکم شرع، این مال را به جای آن شخص صدقه بدهیم

تا در قیامت با پرداخت ثواب صدقه به کسی که مالش ضایع شده، رضایت او را کسب کنند.

یا به عنوان مثال آبروی شخصی را برده ایم، برای او طلب استغفار کنیم و از خداوند بخواهیم که دلش را نسبت به ما نرم کند.

همۀ ما ممکن است حقوق افرادی را ضایع کرده باشیم و خبری از آن نداشته باشیم.

راه جبران چنین ظلمی آن است که در امور مالی، به مقداری، رد مظالم بدهیم؛

در امور غیر مالی، از صمیم قلب و با خلوص نیت توبه واقعی کنیم و در دعا و مناجات خود

از خدای متعال بخواهیم که اگر حقی از کسی ضایع کرده ایم، دستگیرمان باشد

و با نرم کردن دل آن شخص نسبت به ما کاری کند تا ما را حلال کند.